همیشه خودمو از این چیزی که الان هستم دور می دیدم.یکزن قوی ومستقل که خونه وزندگی خودشوداره.همیشه دلمبه حال زنهایی مثل الان من ،می سوخت ومیگفتم خودشون خواستن اینطوری باشن.یه ادممنفعل که هیچ حق انتخابی در زندگی مشترک ندارن وچشمشون به دست شوهرشونه.میگم آدم از هرچی بدش بیاد سرش میاد. شده حکایت الان من.که حتی حق نظر دادندرمود سطل اشغال خونه مو ندارم.شدم یه زنی که فقط میشوره،میپزه.با چه شور و حالی اومدم به این خونه! دلم میخواست خونه مو اونطوری که دوست دارم تزیین کنم غافل از اینکه حتی اختیار ت
برچسب:
نویسنده: ایلیا خلیلی
تاريخ: يکشنبه
25 مرداد
1405 ساعت: 15:20